=============================================================
پشت شیشه غبار آلود غم رفتنت را نظاره کردم و فقط یک جمله گفتم خداحافظ !
واژه هایم در دهان قفل شده اند ... هیچ گاه خداحافظی را دوست نداشتم و ندارم ... اما هنگامی که بازی روزگار جز خداحافظی برایم چیزی ندارد مجبورم ! به دوری از تو ! به نبودنت !
نمی دانم این دوری کی و کجا تمام می شود ! ثانیه های تشویش و اضطرابم را یه چشمان تو گره می زنم تا بدانی همیشه دوستت می دارم ... بدانی که همیشه و همه جا چشم انتظارت خواهم بود .

و اکنون سالهاست که چشمانم را به ندیدنت عادت داده ام . تنها همدم تنهاییم نامه خداحافظی توست ستاره !
بر می گردم !!!
هنوز که هنوزست منتظر برگشتنت مانده ام ، می مانم و خواهم ماند .
و اکنون روزهای پایانی سال و من منتظر ... چشم به راه ...
برای تو
این روزها را دوست ندارم !
هیچ گاه دوست نداشتم ! بوی کهنگی ... بوی گذر عمر تمام خانه را برداشته ! کاش زودتر بیایی ستاره ...
تمام دلخوشیم لحظه ی دیدار توست ...
نمی خواهم این بهارم را بی تو سر کنم ...
مرا بیش از این منتظر نگذار .
برگرد ... برگرد ... برگرد ... و برای همیشه پیشم بمان غزل ناب ترانه هایم .
=============================================================
یه یادگاری برای تو از طرف امين در جمعه 1385/12/25